قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4655

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سنهء هفتصد و شصت و هفت هجرى [ موافق سال هفتصد و پنجاه و هفتم از رحلت خير البشر ] در اين سال مردم فرنگ هفتاد كشتى كه سى هزار كس در آن بود ، بر سر اسكندريه فرستادند و مردم اسكندريه غافل بودند كه ايشان در رسيدند و جنگ شد و چهار هزار كس از مردم اسكندريه به قتل رسيدند و اسكندريه به تصرف فرنگان درآمد . ايشان چهار روز به قتل و غارت مشغول بودند . اين خبر به مصر رسيده يلبغا عمرى ، ملك اشرف را سوار كرده به طرف اسكندريه هم در روز روان شد . فرنگان خبر توجه لشكر شنيده برگشته به ولايت خود رفتند و مردم مصر باز اسكندريه را به حال عمارت آورده به مصر مراجعت نمودند . يلبغا عمرى چون به مصر آمد جميع نجّاران مصر و شام را جمع نموده به ساختن كشتى اشارت نمود . و در اين اثنا ، ميان يلبغا عمرى و طيبغا طويل آزردگى ظاهر شد و يلبغا [ عمرى ] در فكر كار طيبغا شد و اين سخن بر زبان عوام افتاد ، چنان كه روزى [ 457 الف ] [ يلبغا ] كه كوتاه قد بود و طيبغا ، طويل ، همراه از در بازار مىگذشتند ، يكى از عوام فرياد زد كه « اى دراز از شر اين كوتاه ايمن مباش . » يلبغا [ عمرى ] خندان شده طيبغا را گفت : شنيدى ؟ طيبغا گفت كه « مردم اين ولايت عاشق فتنه و فسادند . گوش به سخن ايشان نمىبايد كرد . » تا اينكه روزى طيبغا عمرى به شكار بيرون رفت و يلبغا فى الفور نشان حكومت شام و خلعت ملك اشرف فرستاد كه از همانجا به شام رود . طيبغا طويل « 1 » چون از اين حال آگاه شد ،

--> ( 1 ) . متن : تيبغا عمرى .